آموزش زبان کردی (سورانی)

آموزش زبان کردی (سورانی)

زبان چیست؟

زبان، ابزار عمدهء بشر برای برقراری ارتباط با یکدیگر می باشد. زبان در شکل اصلی خویش به صورت محاوره ای می باشد، اگرچه می تواند به انواع دیگر رسانه ها از قبیل نوشته منتقل گردد. زبان محاوره ای انسان مرکب از اصواتی است که به تنهایی معنایی ندارند اما می توانند با اصوات دیگر برای خلق نهادهای معنادار، ترکیب شوند.لازم به تاکید است که زبان فقط وسیله ارتباطی افراد بشر نیست بلکه بخش بسیار مهم و انکار ناشدنی از هویت و شخصیت انسان نیز هست.

الفبا چیست؟

مجموعه ای از نمادها یا نویسه ها (کاراکترها) که برای نمایش اصوات یک زبان به کار می روند. برای مثال هر کدام از علامت های " الف، ڤ، A، φ " یک نویسه هستند که برای نشان دادن آوایی در یک زبان تعریف شده اند. به عبارت دیگر الفبا سیستمی برای نمایش اصوات یک زبان توسط یک مجموعه از نمادهای قابل فهم و متمایز است. هر نویسه در یک الفبا معمولا نمایشگر یک حرف صدادار، و یا یک حرف بی صدا می باشد.

الفبای لاتین چیست؟

این الفبا که الفبای رومی نیز خوانده می شود، رایجترین سیستم الفبا در جهان است. این الفبا استاندارد نوشتن به زبان انگلیسی و اغلب دیگر زبانهای اروپایی نیز میباشد. این الفبا شکل توسعه داده شدهای از الفبای اتروسکان (الفبای وابسته به سرزمین اتروریا از نواحی قدیم ایتالیا) در سده ششصد قبل از میلاد میباشد. ریشههای الفبای لاتینی را میتوان در الفبای اتروسکان، یونانی، و دستنوشته های فنیقی تا الفبای سامی شمالی كه در خاورمیانه در سده یک هزار و صد قبل ازمیلاد استفاده میشده، جستجو كرد.

الفبای سامی چیست؟

اولین سیستم الفبای کاملا پیشرفته می باشد. این سیستم حداقل به سده یازدهم قبل از میلاد در سوریه برمیگردد و احتمالا، مستقیم و یا غیر مستقیم، ریشه تمام متون الفبایی بعدی میباشد الفبای سامی شمالی باعث ترقی الفباهای آرامی و فنیقی گردیده است. این الفباها بنوبه خود موجبات پیشرفت الفباهای هندی، سامی، و اروپایی را فراهم آوردهاند.،الفبای سامی شمالی بیست و دو حرف داشته و همچنین از راست به چپ نوشته میشدهاند که این خود از مشخصههای اغلب الفباهای سامی بعدی میباشد (به طور مثال، عبری و عربی).

زبان کُردی چیست؟

زبان کُردی بخشی از خانواده زبانهای هند و اروپائی است.این زبان با گویشهای متعدد خود عضو شاخه شمال شرقی این خانواده در قسمت زبانهای هند و ایرانی و یکی از زبانهای شاخه شمال غربی زبانهای ایرانی (اوستایی – کُردی – فارسی – بلوچی – تاجیکی- پشتو) است که در بخشهایی از خاورمیانه که به آن سرزمین کُردستان گفته میشود به آن گفتگو میشود و با زبان فارسی قرابت نزدیکی دارد.

پروفسور ن. مکنزی نوشته است: که در نظر اول می‎توان انتظار داشت که منظور از زبان مادی زبان کُردی است.

همچنین ولادیمیر مینورسکی معتبرترین زبانشناس زبان کُردی این نظر را تایید میکند:

«اگر کُردها از نوادگان مادها نباشند، پس برسر ملتی چنین کهن و مقتدر چه آمدهاست و این همه قبیله و تیرهٔ مختلف کُرد که به یک زبان ایرانی و جدای از زبان دیگر ایرانیان تکلم میکنند؛ از کجا آمدهاند؟»

بدون تردید اشعار بابا طاهر در گویش کُردی جنوبی " لَکی" در قرن یازده میلادی و نوشته های آیین یارسان در گویش اورامانی و گورانی در قرن سیزده هم میلادی، بخشی از کهن ترین آثار ادبی کُردستان هستند.

از نظر جغرافیایی سرزمین کُردستان به قسمتهایی از ایران، ترکیه، عراق و سوریه گفته میشود. اما جمعیتهای پراکنده کُرد نیز در جمهوری آذربایجان، روسیه، ارمنستان، شمال خراسان و در مناطقی از استان گیلان (یعنی لوشان و چمخاله لنگرود) یافت میشوند.

الفبای کردی چیست ؟

نویسه های زیر الفبای کُردی را نشان می دهند :

صامت (بی صدا) :

ئـ / ب / پ / ت / ج / چ / ح / خ / د / ر / ڕ / ز / ژ / س / ش /

ع / غ / ق / ف / ڤ / ک / گ / ل / ڵ / م / ن / و / ه / ی / (29 نویسه)

مصوت (صدادار ):

ـه / ێ / ۆ / ا / وو {او کشیده } / ی / و {او کوتاه} / بزرۆکە / (8 نویسه)

بزرۆکە:

- در الفبای عربی نویسه ایی برای بزرۆکە در نظر گرفته نشده اما در الفبای لاتین از نویسه " i " استفاده می شود

- بزرۆکە (bzroka) صوتی نزدیک به صوت کسره است که در رسم الخط لاتین به صورت " i / I " نشان داده می شود. عرب آنرا کسره ی مختلسه یعنی کسره دزدکی می خوانند. " بزر " در کُردی به معنی گم شدن است.

 

----------------------------------------

صامت چیست ؟ به آواهایی گفته می شوند که در هنگام ادا کردن با مانع (موانعی مانند لب،دندان،حلق) برخورد می کنند یا به اصطلاع استپ می شوند.

مصوت چیست ؟ آواهایی که صامت ها به کمک آنها ادا می شوند و در هنگام ادا کردن با هیچ گونه استپی روبرو نمی شوند.

حال به مقایسه ظاهری الفبای زبان فارسی با الفبای زبان کُردی می پردازیم:

نویسه های زیر الفبای زبان فارسی را نشان می دهد:

صامت (بی صدا)

/ ء / ا / ب/ پ/ ت/ ث/ ج/ چ/ ح/ خ/ د/ ذ / ر/ ز/ ژ/

/ س/ ش / ص/ ض/ ط / ظ/ ع / غ/ ق/ف/ک/گ/ ل/ م/ ن/ و/ ه/ ی / (33 نویسه)

مصوت (صدادار)

َ / ِ / ُ / ا / و (صدای او کشیده) / ی / (صدای ایی کشیده) (6 نویسه)

 

----------------------------------------

 

جدول مقایسه ایی بین الفبای کُردی و فارسی:

در صامت ها:

Ø: یعنی این نویسه را ندارد

فارسی

ء

ا

ب

پ

ت

ث

ج

چ

ح

خ

کُردی

ئـ

ا

ب

پ

ت

Ø

ج

چ

ح

خ

فارسی

د

ذ

ر

Ø

ز

ژ

س

ش

ص

ض

کُردی

د

Ø

ر

ڕ

ز

ژ

س

ش

Ø

Ø

فارسی

ط

ظ

ع

غ

ف

Ø

ق

ک

گ

ل

کُردی

Ø

Ø

ع

غ

ف

ڤ

ق

ک

گ

ل

فارسی

Ø

م

ن

و

ه

ی

 

کُردی

ڵ

م

ن

و

ه

ی

 

 

----------------------------------------

در مصوت ها :

Ø: یعنی این نویسه را ندارد

فارسی

َ

ِ

ُ

ا

و

ی

Ø

Ø

کُردی

ـه

ێ

ۆ

ا

وو

ی

و

i بزرۆکە

 

----------------------------------------

با کمی دقت در همین دو جدول می توان به تفاوت های ظاهری زیر اشاره کرد:

در صامت ها:

1. در الفبای کُردی نویسه های (ث / ذ / ص / ض / ط / ظ) وجود ندارند پس این نویسه ها در نوشتار کُردی هیچ کاربردی ندارند.

2. در الفبای کُردی

برای نویسه های (ث / ص / س) ازنویسه (س)

برای نویسه های (ت / ط) از نویسه (ت )

برای نویسه های (ذ / ز / ض / ظ) ازنویسه (ز )

استفاده می شود.

3. نویسه های (ئـ/ ڕ / ڤ / ڵ) تنها به الفبای زبان کُردی اختصاص دارند.

در مصوت ها:

1. نویسه های (ا / ی) در هر دو کامل شبیه هم هستند.

2. تلفظ نویسه های (ـه / ێ / ۆ / وو) دقیقا شبیه تلفظ نویسه های ( / ِ / ُ / و { او کشیده }) است اما شیوه نوشتاریشان با هم متفاوت است.

3. نویسه های (و {او کوتاه} / { I } بزرۆکە) تنها به الفبای زبان کُردی اختصاص دارند.

 

----------------------------------------

حال برای شروع موضوع حروف را به چهار دسته تقسیم کرده سپس به بررسی هر دسته می پردازیم :

دسته اول (درس اول ): نویسه هایی که از نظر نوشتاری و تلفظ (طرز ادا) بین الفبای کُردی و الفبای فارسی مشترک هستند.

دسته دوم (درس دوم ): نویسه هایی که از نظر نوشتاری مشترک ولی از نظر تلفظ (طرز ادا) متفاوت هستند.

دسته سوم (درس سوم ): نویسه هایی که از نظر نوشتاری متفاوت ولی از نظر تلفظ (طرز ادا ) مشترک هستند.

دسته چهارم (درس چهارم ): نویسه هایی که هم از نظر نوشتاری وهم از نظر تلفظ (طرز ادا) باالفبای فارسی متفاوتند.

درس اول

دسته اول: نویسه هایی که از نظر نوشتاری و تلفظ مشترک هستند

دسته دوم: نویسه هایی که از نظر نوشتاری مشترک ولی از نظر تلفظ متفاوت هستند.

دسته سوم: نویسه هایی که از نظر نوشتاری متفاوت ولی از نظر تلفظ مشترک هستند.

دسته چهارم: نویسه هایی که هم از نظر نوشتاری وهم از نظر تلفظ متفاوتند.

 

----------------------------------------

بررسی دسته اول:

نویسه هایی که از نظر نوشتاری و تلفظ (طرز ادا) بین الفبای کُردی و الفبای فارسی مشترک هستند.

" این علامت نشان دهنده لینک دانلود فایل صوتی است. فایل های صوتی را دانلود کرده و به

دقت به آن گوش دهید. "

در صامت ها :ب/ پ / ت / ج/ چ/ خ/ د / ر/ ز / ژ / س/ ش/ ف/ ک/ گ/ ل/ م/ ن/ ه / ی (20 نویسه)

در مصوت ها: ا / ی (صدای ایی کشیده) / (2 نویسه)

صامت ها :

----------------------------------------

1 - (ب: بـ ـبـ ـب ب)

باران، سبەینێ، قەڵب، کەڵەباب، بەران، بۆق، سەبر، سێبەر، کەباب، باب

در الفبای لاتین این آوا را با نویسه " b / B " نشان داده می شود.

----------------------------------------

2 - (پ: پــ ـپـ ـپ پ )

پیر، تەپڵ، خشپە، پەپوولە، سپی، سپڵە، شڵپە، قاپ، ئەسپ ،تۆپ

در الفبای لاتین این آوا را با نویسه " p /P" نشان داده می شود.

----------------------------------------

3 - (ت: تــ ـتـ ـت ت )

تەرزە، تازە، تۆز، پشتێن، نیشتمان، نەتەوە، سەردەشت، زەرتوشت، تەڕ، ەماتە

در الفبای لاتین این آوا را با نویسه " t / T " نشان داده می شود.

----------------------------------------

4 - (ج: جـ ـجـ ـج ج)

جێگا، جل، جوولەکە، جۆگە، جووچکە، هەنجیر، زنجیر، پەنجە، ڕەنج، سەرنج

در الفبای لاتین این آوا را با نویسه " c / C " نشان داده می شود.

(دانلود فایل نویسه های " ب / پ / ت /ج ")

----------------------------------------

5 - (چ: چـ ـچـ ـچ چ)

بێچوو، کەوچک، کەچەڵ، قاچ، ماچ، کۆچ، ورچ، پرچ، چرچ، کچ در الفبای لاتین این آوا را با نویسه " ç / Ç" نشان داده می شود.

----------------------------------------

6 - (خ: خـ ـخـ ـخ خ )

خاو، خێل، خەرمان، تەختە، خوشک، مێخەک، خەو، بەرخ، شاخ، داخ در الفبای لاتین این آوا را با نویسه " x / X" نشان داده می شود.

----------------------------------------

7 - (د: د ــد )

دەرزی، دەست، کورد، ورد، درشت، درۆ، دەم، دڕک، دار، درگا در الفبای لاتین این آوا را با نویسه " d / D" نشان داده می شود.

----------------------------------------

8 - (ر: ر ـر )

سەرباز، سەردار، دەرزی، دەردەدار، زۆر، برۆ، برا، کرێکار، کوردستان، کەر در الفبای لاتین این آوا را با نویسه " r / R" نشان داده می شود.

----------------------------------------

9 - (ز: ز ـز )

زانا، زیرەک، زەماوەند، زۆر، مزگێنی، بەرز، زەرگەتە، زریکە، زانست، پارێزەر، زانکۆ در الفبای لاتین این آوا را با نویسه " z / Z" نشان داده می شود.

----------------------------------------

10 – (ژ: ژ ـژ )

بێژنگ، کەژ، ژین، ژار، ژیر، ژن، ئەژنۆ، ژێر، ژیلەمۆ، ژان در الفبای لاتین این آوا را با نویسه " j / J" نشان داده می شود.

----------------------------------------

11 – (س: ســ ـسـ ـس س )

سارد، ئەسرین، سنوور، سهرۆك، زانست، ههناسه، سی، مامۆستا، سهرهتا، کۆسپ در الفبای لاتین این آوا را با نویسه " s / S " نشان داده می شود.

----------------------------------------

12 – (ش: شــ ـشـ ـش ش)

شار، شاباش، شاخ ،شەو، شین، شەل، شووشە، شمشاڵ، شووتی، شەکەت

در الفبای لاتین این آوا را با نویسه " ş / Ş" نشان داده می شود.

----------------------------------------

13 – (ف: فـ ـفـ ـف ف )

فێنک، فشە، تریفە، تف، ماف، فیشەک، فانتۆم، دهرفهت، بەفر، شەرەف

در الفبای لاتین این آوا را با نویسه " f / F" نشان داده می شود.

----------------------------------------

14 – (ک: کــ ـکـ ـک ک )

کاوە، کەم، چکۆلە، تێکۆشان، مێشک، وشک، تاریک، پاک، چاک ،بووک

در الفبای لاتین این آوا را با نویسه " k / K" نشان داده می شود.

----------------------------------------

15 – (گ: گــ ـگـ ـگ گ )

گەڵا، هەنگاو، مانگ، ڕەنگ، گورگ، مانگا، گرێو، گڕ ،گریان، گاڵتە، در الفبای لاتین این آوا را با نویسه " g / G" نشان داده می شود.

----------------------------------------

16 – (ل: لــ ـلـ ـل ل )

لێو، کەل و پەل، کەلاوە، لاو، لاواز، گەردەلوول، لۆتی، مەلە، مەل، لێبووردن

در الفبای لاتین این آوا را با نویسه " l / L" نشان داده می شود.

----------------------------------------

17 – (م: مــ ـمـ ـم م)

مشک، مانگ، هێمن، سمێڵ، سمۆرە، نم، بزمار، مەلە، دیمەن، کۆمار در الفبای لاتین این آوا را با نویسه " m / M" نشان داده می شود.

----------------------------------------

18 – (ن: نــ ـنـ ـن ن )

نان، نەرم، ناو، گزنگ، نەوسن، بزن، بەران، شنۆ، شنە، هەناسە در الفبای لاتین این آوا را با نویسه " n / N" نشان داده می شود.

----------------------------------------

19 – (ﮬ: هـ ـهـ)

هێمن، هەنار، هەنجیر، نهێنی، بەهار، مەهاباد، داهاتوو، هاندان، هەرمێ، هەڵبژاردن در الفبای لاتین این آوا را با نویسه " h / H" نشان داده می شود.

----------------------------------------

20 – (ی: یـ ی)

یارمەتی، یار، یاخی، یانزە، وەیلان، بایێخ، تایبەت، یەکیەتی، یەک، سەیران

در الفبای لاتین این آوا را با نویسه " y / Y" نشان داده می شود.

-------------------------------------------------

مصوت ها :

1- (ا: ا ـا )

یارمەتی، یار، یاخی، بەران، هەناسە، فانتۆم، تاریک، پاک، چاک ،نان در الفبای لاتین این آوا را با نویسه " a / A" نشان داده می شود.

----------------------------------------

2 – (ی: ـیـ ى)

یاخی، تاریک، هەنجیر، شین، ئهسرین، پیت، تیشک، دیمهن، بهزهیی، زایینی

در الفبای لاتین این آوا را با نویسه " î / Î" نشان داده می شود.

-------------------------------------------------

لازم به ذکر است:

1: چون کاربرد این نویسه ها شبیه زبان فارسی است نیازی به توضیح بیشتر ندارد.

2: هدف فقط شنیدن و دیدن کلماتی است که با این تعداد نویسه مشترک نوشته شده اند، در درس های بعدی با معنی این کلمات نیز آشنا خواهید شد.

 

-------------------------------------------------

جدول مقایسه ایی نویسه های لاتین با عربی مربوط به دسته اول :

صامت ها

الفبای لاتین

الفبای عربی

B - b

ب

P - p

پ

T - t

ت

C - c

ج

Ç - ç

چ

X - x

خ

D - d

د

R - r

ر

Z - z

ز

J – j

ژ

S - s

س

Ş - ş

ش

F – f

ف

K – k

ک

G – g

گ

L – l

ل

M – m

م

N – n

ن

H – h

هـ

Y – y

ی

 

مصوت ها

الفبای لاتین

الفبای عربی

A - a

ا

î / Î

ی

۱- پیشانی: ناوچاوان

2- ابرو: برۆ

3- چشم: چاو

4- گوش: گوێچکە

5- بینی: لووت

6- سوراخ بینی: کونەلووت

7- گونه: گۆنە

8- دهان: دەم

9- فک: کاکیلکە

10- چانه: چەناکە

 

1- ریه: سی

12- كلیه: گورچیلە

13- كبد: سپڵ

14- قلب: دڵ

15- مثانه: میزەڵان

16- روده: ریخۆڵە

 

۱۷- انگشت: قامک

18- شست: قامکەگەورە

19- مچ: مەچەک

20- کف دست: بەرەدەست

 

قامک قامکەگەورە مەچەک بەریدەست

 

۲۱- دندانها:دیانەکان (دیان)

22- لثه: پووک

ئاچەر

مشاری برقی

ئامووردەستی

پێچ

پێچگوشتی

پۆمپ

چراقوە

چەکوش

تەناف

کاردەک

مقەست

مۆرە

بێڵاسن بزمار فڵچە

تەور

روزها به زبان کردی

شنبه: شەممە

یک شنبه: یەکشەممە

دوشنبه: دووشەممە

سه شنبه: سێشەممە

چهارشنبه: چوارشەممە

پنج شنبه: پێنجشەممە

جمعه: هەینی یا جومعە

فصل های کردی / به شان کوردی   

کوردی سنی

بو هار: بهار

هاوين: تابستان

پايز: پاييز

زيستان :زمستان

کوردی که لهور

وه هار: بهار

پايز: تابستان

سه رده وا: پاييز

زمسان :زمستان

 

 

خانواده کردی / هووز کوردی   

ژن(ئافره ت): زن

پیا: مرد

کور: پسر

دوه ت(کیچ): دختر

باوک: پدر

دالک(دایک) :مادر

برا: برادر

خوه یشک: خواهر

باپیر: پدر بزرگ

داپیر(نه نگ): مادربزرگ

مام(تاتگ): عمو

خالوو :دایی

میمگ: خاله و عمه

زاوا: داماد

وه یو: عروس

خه سوره: مادرزن و پدر زن و پدر شوهر و مادر شوهر و برادر زن

شو: شوهر

ژن: زن و عیال

هاو زاوا: باجناق

ئامووزا: پسر عمو و دختر عمو

خالووزا: پسر دایی و دختر دایی

میمزا: پسر عمه و پسر خاله و دختر عمه و دختر خاله

ژن خالوو: زن دایی

ژن تاتگ: زن عمو

شو میمگ: شوهر خاله و شوهر عمه

دوه ته ر زا: نوه دختری

کررزا: نوه پسری

دش: خواهر شوهر

 

روزهای کردی / رووژان کوردی   

شه ممه: شنبه

یه کشه ممه: یکشنبه

دوو شه ممه دوشنبه

سی شه ممه سه شنبه

چوار شه ممه چهار شنبه

په ن شه ممم پنجشنبه

هه ینی آدینه

پشوودان تعطیل

 

 

اعداد کردی / ژماران کوردی   

يه ک ۱

دوو ۲

سی ۳

چوار ۴

پينج ۵

شه ش ۶

هاوت ۷

هه يشت ۸

نوو ۹

ده ی ۱۰

يانزه ۱۱

دووانزه ۱۲

سينزه ۱۳

چوارده ۱۴

پانزه ۱۵

شانزه ۱۶

هه وده ۱۷

هه ژده ۱۸

نووزده ۱۹

بيس ۲۰

سی ۳۰

چل ۴۰

په نجا ۵۰

شه س ۶۰

هه فتا ۷۰

هیشتا ۸۰

نه وه د ۹۰

سه د ۱۰۰

دووویس ۲۰۰

سسه د ۳۰۰

چوارسه د ۴۰۰

پانسه د ۵۰۰

شه شسه د ۶۰۰

هه فسه د ۷۰۰

هه یسه د ۸۰۰

نووسه د ۹۰۰

هه زار ۱۰۰۰

 

چند صفت کردی   

گه وره: بزرگ

بووچک: کوچک

خاس: خوب

گه ن: بد

ره ئين: زيبا

قيز: زشت

تيه ريک: تاريک

رووشن: روشن

سه ر خوش: شاد

خه مين: غمگين

کار که ر: کوشا

ته مه ل: تنبل

چاخ: چاق

له ر: لاغر

تنک: نازک

پيه ن: پهن

دريژ: دراز

کو ل: کوتاه

پير: پير

جووان: جوان

تژ: تيز

کول: کند

به رز: مرتفع

قول: عميق

فيس: تر

هشک: خشک

بان: بالا

خوار: پايين

چوول: خالی

په تی: خالی

زور: زياد

که م: کم

پوک: خالی

پر: پر

شرين: شيرين

تيه ل: تلخ

سوول: شور

تورش: ترش

ته نيا: تنها

هووفه ل: آدم دروغگو

درووزن: دروغگو

دروو: دروغ

راس: راست

ته ميس: پاک

چرکن: کثيف

دوله مه ن: پولدار

هه ژار: فقير

 

 

رنگ های کردی   

ره ش: سياه

چه رمگ: سفید

که و: آبی

سور: قرمز

زه رد: زرد

ساوز: سبز

قاوه ی: قهوه ای

بوور: خاکستری

 

به شان له ش / قسمت های بدن   

که پوول - سه ر: سر

مل: گردن

ده س: دست

شان - کوول: کتف

سينگ: سينه

زگ: شکم

پيشت: پشت

تيه تگ: باسن

ران: ران

قول: پا

زرانی: زانو

پوز: ساق پا

کلگ: انگشت

 

به شان سه ر/ قسمت های سر   

تيول: پيشانی

برم: ابرو

بژانگ: مژه

چاو: چشم

گوپ: گونه

پت: بينی

لوت: بينی

قاو: شقيقه

گووش: گوش

لچ: لب

سول: سيبيل

ريش: ريش

چناوه: چانه

زنج: چانه

مل: گردن

پووق مل: پس گردن

قورگ: حلق

ده م: دهان

دنان:دندان

دنان وه رگ: دندان نيش

کاکيله: دندان آسياب

ئاروو: لثه

قرووژنه ک: نای

گه وگ: قبقب

 

به شان سينگ/ قسمت های سينه   

پووس: پوست

ده نگ: دنده

ناو زگ: به بخش های داخلی بدن می گویند.

پف: ريه

دل: قلب

گورچگ: کليه

گه يه: معده

جه رگ: جگر

لخه روو: روده

لخه رووی گه وره: روده بزرگ

لخه رووی بوچک: روده کوچک

مه مگ: پستان

مازگ: پشت شکم

ناو شان: ميان شانه ها

نه وگ: ناف

 

  الفبای کردی   

در خط کردی برای کم شدن فاصله ی نوشتار و گفتار تغييراتی در خط فارسی به وجود آمده است که به طور خلاصه بيان می کنم. البته برای ياد گرفتن کامل خط کردی می توانيد به کتاب فرهنگ کردی هه ژار مراجعه کنيد.

۱- فتحه: در خط کردی به صورت (ه) نوشته می شود مانند به همه ن به جای بهمن.

۲- ضمه: در خط کردی به صورت (و) نوشته می شود مانند کورد به جای کرد

۳-او در خط کردی به صورت (وو) نوشته می شود.

۴- تشديد: کلمات مشدد به صورت تکرار حرف نوشته می شوند مانند مه ککه به جای مکه

۵- الف در خط کردی در وسط کلمه به صورت ا نوشته می شود ودر آغاز کلمه به صورت ئ نوشته می شود مانند ئه حمه د به جای احمد و بار به جای بار

۶- در خط کردی حروفی چون ث س ص به صورت س نوشته می شوند مانند سه د به جای صد

۷- در خط کردی حروفی چون ز ذ ض ظ به صورت ز نوشته می شوند مانند زوهر به جای ظهر

۸- در خط کردی حروفی چون ت ط به صورت ت نوشته می شوند مانند ته ناب به جاي طناب

 

 

ناوه کانی کوردی هه نگاوی به ره و ره گه ز / اسم های کردی گامی به سوی اصالت   

ره نگه ديته ن که له ناوه ندی ولاتمان که سی په ره ی نا وه کانی کوردی نه ستاندنه وه. بو ئيمه که توايم بو رزگاری ولاتمان خه بات که يم زور ناباش بی ناوی بو کوره کان و دويته کانمان ناوی ئه ره وی بدوزينه وه.

 

دوستان گرامی برای آشنايی شما با نام های اصيل کردی نام های کردی را پيشکش به حضور می کنم. اميد است که ما ايرانی ها از نام های اصيل ايرانی از آن جمله نام های کردی استفاده کنيم. توضيح اينکه در بخش اول نام به خط کردی در بخش دوم به خط فارسی و در بخش سوم معنی آن در فارسی و در بخش آخر کارکرد آن برای پسر يا دختر آمده است.

ئارارات/ آرارات/ نام کوهی در کردستان ترکيه/ پسر

ئاران/ آران/ قشلاق/ پسر

ئاراس/ آراس/ رود ارس/ پسر

ئارمين/ آرمين/ نام پسر کيقباد منسوب به آرام/ پسر

ئاريان/ آريان/ آريايی/ پسر

ئارينا/ آرينا/ آريايی نژاد/ دختر

ئاساره/ آساره/ ستاره/ تنها درکردی ايلامی رواج دارد./ دختر

ئاسکول/ آسکل/ بچه آهو. در کردی ايلامی بدان آسک می گويند./ دختر

ئاسمين/ آسمين/ ياسمن/ دختر

ئاسو/ آس/ افق. در کردی ايلامی به صورت ئاسوو(آسو) کاربرد دارد./ عمومی(پسر و دختر)

ئاکام/ آکام/ انجام/ پسر

ئاکوو/ آکو/ کوه بزرگ. قله ی کوه/ پسر

ئاگرين/ آگرين/ آتشين. کنايه از آدم شجاع/ پسر

ئالان/ آلان/ منطقه ای در کردستان/ دختر

ئاميار/ آميار/ يار و ياور. در کردی ايلامی هاويار گفته می شود./ پسر

ئاوات/ آوات/ آرزو/ عمومی

ئايرين/ آيرين/ آتشين/ دختر

ئه ر ده لان/ اردلان/ نام قديمی کردستان/ پسر

ئه سرين/ منسوب به اشک/ دختر

ئه وين/ اوين/ عشق/ دختر

باشوان/ باشوان/ نام کوهی در بانه/ پسر

باوان/ باوان/ خانه ی پدری/ دختر

بريا/ بريا / کاشکی / پسر

بوران/ بوران / توفان / عمومی

بووژان/ بوژان / باليدن و نمو کردن. نام روستايی در ايلام/ دختر

بيخه وش/ بيخوش / ناب و خالص. کردی باشووری/ دختر

بيری / بيری/ شيردوش / دختر

بيگه رد/ بگرد / بی عيب / عمومی

به رزان / برزان / بلندی / پسر

به رکاو/ برکاو / دامنه ی کوه / پسر

به فراو/ بفراو / آب برف ذوب شده. کنايه از زلالی و پاکی/ دختر

به فرين/ بفرين / برفی. کنايه از سفيدی و پاکی/ دختر

به ناز / بناز / نازنين / دختر

به يان / بيان / سپيده دم. بامداد / پسر

به يانه / بيانه / ميوه ی به / دختر

پاکو / پاک / دسته گياه بسته نشده / پسر

پشکو / پشک / اخگر/ پسر

پيشه وا / پيشوا / رهبر/ پسر

په پرووک / پپروک / شکوفه. تنها در کردی ايلامی رواج دارد./ دختر

په رژان/ پرژان / کار / دختر

په ره نگ / پرنگ / گوشواره / دختر

په ژاره / پژاره / نگرانی / عمومی

په ژماره / پژماره / فکر و خيال. تنها در کردی ايلامی کاربرد دارد. / عمومی

په شيو / پشيو / افسرده / عمومی

 

لغات به زبان کردی سورانی

ئاماژه=اشاره

ئه ژمار=شماره

ئه ستیره=ستاره

ئه سرین=اشک

ئه وین=عشق

ئیستا=اکنون

ئیش=درد

ئیواره=عصر

باسک=بازو

بایخ=ارزش.قدر

برژانگ=مژه

به رپرس=مسئول

به رز=بلند

به ردهوام=پابرجا

به سه رهات=سرنوشت.خاطرات گذشته

به لینی=قول

بنچینه=زیربنا.ریشه

بنه ماله=خانواده

بیر=فکر.هوش

پرشنگ=پرتو آفتاب

پیاو=مرد.پسر زن و بچه دار

په راو=دفتر

په رتووک=کتاب

په ژاره=غم

په خشان=پراکنده

په شوکاو=آشفته

چیروک=داستان

تایبه ت=مخصوص

ترووسکه=درخشش

تکا=خواهش.تمنا

تیشک=اشعه

خول=خاک

خومالی=خودی

چاره نووس=سرنوشت

چاوه دیری=نگهداری کردن

چیا=کوه

چه په ل=پست

چوله که=گنجشک

حه کایه ت=داستان

حه ز=آرزو

دیمه ن=منظره

رابردوو=گذشته

روخسار=صورت

روون=آشکار.روشن

رووناک=روشن

ری=راه

ریباز=هدف

زامار=زخمی

زانست=علم

زورتر=بیشتر

زه ین=هوش

ژان=درد

ژیان=زندگی

ژه م=وعده ی غذا

سات=لحظه

سپله=پست(در مورد انسان)

سوما=نور چشم

سه رچاوه=سرچشمه

شانو=صحنه ی نمایش

شورش=شورش

شوین=جای.اثر

شه پول=موج

شه ر=جنگ

عیشوه=ناز

فرمیسک=اشک

فیرگه=مدرسه

فیز=تکبر

قه ره واش=کلفت

کات=زمان.وقت

کورت=کوتاه

کوله ر=محقق

کومار=جمهوری

کون=کهنه.قدیمی

که لک=بهره

گرینگ=مهم

گشت=همه

گه ل=ملت

گه وره=بزرگ

لاسایی=تقلیدی

لایه ن=جانب

لووتکه=قله ی کوه

مروو=انسان

میوان=مهمان

مه به ست=منظور

مه رج=پیمان

مه لبه ند=سرزمین

ناسک=نازک

ناوبانگ=آوازه.شهرت

نزم=پست.کم ارتفاع

نوی=تازه.نو

نووسه ر=نویسنده

نیشتمان=وطن 

نه ته وه=نژاد.نسل

وانه=درس

وریا=زرنگ.هوشیار

وره=شجاعت

ولات =سرزمین

ویژه=ادبیات

وه رگیر=مترجم

هاوار=فریاد

هاوری=دوست.رفیق

هوگر=علاقمند

هه تاو=تابش خورشید

هه ژار=فقیر

هه نگاو=قدم

هیمن=متین.آرام

هیوا=امید

 

دستور زبان و ادبیات کردی (کرمانجی)

دستور زبان و ادبیات کردی (کرمانجی)

در ابتدا الفبای زبان کردی را در این قسمت ارائه می‌دهیم، و درقسمت های آتیه دستور زبان و ادبیات کردی به تفسیر مورد بحث قرار خواهد گرفت.

 الفبای کردی، با حروف لاتینی

الفبای کردی دارای 31 حرف است. حروف صدادار 8 تا و حروف صامت 23 تا می‌باشند.

حروف صدادار در الفبای کردی از قرار ذیل می‌باشند:

a ، e ، ê ، i ، î ، o ، u ، û

در اینجا کلماتی را بعنوان نمونه در ارتباط با هر یک از حروف الفبا ذکر کرده‌ایم، تا یاد‌گیری حروف الفبای کردی، چه از نظر نوشتاری و هم از نظر فنوتیک (صدای حروف) کاملأ واضح و شفاف گردد.

Av - Agir - Çiya – Mîvan

( آب - آتش - کوه – مهمان )

 

Beran - Bizin – Bav - Bihar

( قوچ - بز - پدر – بهار )

 

Cacim - Fincan – Canîk

( جاجم - فنجان - کره ‌اسب )

 

 çar- Çûçik – kemançe

( چهار - گنجشک – کمانچه )

 

Dar - Dîk – Radiyo

(درخت - خروس – رادیو)

 

Ker - Şeş – Ewr

(الاغ - شش – ابر)

 

Êvar - Pênc – Rêwî

(غروب - پنج – رهرو)

 

Filçe - Heft – Tilifûn

(فلچه - هفت – تلفن)

 

Goşt - Gêrmî – Golik

(گوشت - آش – گوساله)

 

Honer - Hirmî - Hîv - Havîn

(هنر - گلابی - ماه – تابستان)

 

Birîn - Gizêr - jin

(زخم - هویچ – زن)

 

Taksî - Dîk - Dîwar

(تاکسی - خروس – دیوار)

 

jin - jûjî - Qijik - Roj

(زن - جوجه تیغی - کلاغ سیاه و سفید – آفتاب)

 

Ker - Kûsî – Kewçî

(خر - لاک پشت – قاشق)

 

FîL -Lîmû -Leklek

(فیل - لیمو - لک لک)

 

Mişk - Masî - Mêş - Mûzîk

( موش - ماهی - مگس – موسیقی )

 

Nan - Mange - Nînik

(نان - ماده گاو – ناخن)

 

Ordek - Otobûs - Gog

( اردک - اتوبوس – توپ )

 

Pîvaz - Pişik – Penîr - Payîz

( پیاز - گربه - پنیر – پاییز )

 

Qaz - beq – qirik

(غاز - قورباغه – کلاغ)

 

Rovî - Mar -Çar

(روباه - مار – چهار)

 

Saet - Sêv – Sîr

(ساعت - سیب – سیر)

 

Şêr -Şîr - Şûşe – Şeker

(شیر - شیرخوردن - بطری – شکر)

 

Texte - dest - Tût

(تخته - دست – توت)

 

Kêrgu - Guçik – Gul

(خرگوش - گنجشک – گل)

 

Dûr - Bilûr - Kûçî – Bûk

( دور - نی - سگ – عروس )

 

Çav - kevir – Deve

( چشم - سنگ – شتر )

 

Weris - Ewr – Dewrî

( ریسمان - ابر – بشقاب )

 

Xak - berx - Xiyar

 (خاک - بره – خیار)  )

 

Radiyo- Meymûn - yêk

(رادیو - میمون – یک)

 

Pez - Derzî -Xinzîr - Moz - Zivistan

(گوسفند - سوزن - خوک - موز- زمستان)

 

در اینجا برای مفهوم شدن بکارگیری کلمات کردی در جمله نویسی، چند جمله زیر بعنوان نمونه عرضه گردیده است:

 

çiya pir sarin

کوه ها خیلی سرد هستند.

 

Daniyal şagirdek zîrek e

دانیال یک دانش‌آموز زیرکی است.

 

Rengê qelema min qehweyî ye

 رنگ قلم من قهوه‌ای است.

 

در این قسمت، مبحث ضمایر شخصی و اسم را همراه باآوردن مثال هایی جهت سهولت در فراگیری گرامر زبان کردی، مورد بررسی قرار می‌دهیم.

 

گرامر Rêziman

در اینجا بواسطه اینکه در زبان محاوره‌ای در میان کردها معمولأ ضمایر بیشتر مورد استفاده قرار می‌گیرند، لذا در این بخش، مبحث اسم (و ضمایر شخصی) را بررسی می‌کنیم. در فرصت های آتی مباحث فعل، حروف اضافه، صفت و ... را مطرح خواهیم کرد.

ضمیر Cînav

ضمیر کلمه‌ای است که بجای اسم می‌نشیند (اسم کلمه‌ای است که برای نامگذاری موجودات جاندار و بی‌جان استفاده می‌شود). زبان کردی دارای دو گروه ضمیراست:

به فارسی: من

ضمایر کنایه (غیر مستقیم): Min

ضمایر ساده (مستقیم): Ez

به فارسی: تو

ضمایر کنایه (غیر مستقیم): Te

ضمایر ساده (مستقیم): Tu

به فارسی: او(مرد)،آن

ضمایر کنایه (غیر مستقیم): Wî

ضمایر ساده (مستقیم): Ew

به فارسی: او(زن)،آن

ضمایر کنایه (غیر مستقیم): Wê

ضمایر ساده (مستقیم): Ew

به فارسی: ما

ضمایر کنایه (غیر مستقیم): Me

ضمایر ساده (مستقیم): Em

به فارسی: شما

ضمایر کنایه (غیر مستقیم): We

ضمایر ساده (مستقیم): Hûn

به فارسی: آنها

ضمایر کنایه (غیر مستقیم): Wan

ضمایر ساده (مستقیم): Ew

A) کاربرد ضمایرساده:

ضمایر ساده در مواردزیر استفاده می‌شوند:

الف) بعنوان فاعل (کنندهء کار) در انجام دادن کاری (فعل)در تمام زمان ها بکار می‌روند ( به جز زمان های گذشتهء افعال متعدی):

 çûn(رفتن) یک فعل لازم است. Ez در اینجا ضمیر ساده و کنندهء کار (فاعل)می‌باشد.

من دارم به مدرسه می‌روم.

.Ez diçim debistanê

من به مدرسه خواهم رفت.

.Ez ê biçim debistanê

من به مدرسه رفتم.

.Ez çûm debistanê

من به مدرسه رفته‌ام.

.Ez çûme debistanê

من به مدرسه می‌رفتم.

.Ez diçûm debistanê

من به مدرسه رفته بودم.

.Ez çûbûm debistanê

ب) بعنوان مفعول درجملاتی که دارای افعال متعدی (زمان های گذشته) هستند:

dîtin (دیدن) یک فعل لازم است. Ez در اینجا ضمیر ساده و هم چنین مفعول جمله می‌باشد.

B) کاربرد ضمایرکنایه (غیر مستقیم):

ضمایر کنایه در موارد زیر استفادهمی‌شوند:

الف)بعنوان فاعل در جملاتی که دارای افعال متعدی (زمان های گذشته) هستند:

xwarin(خوردن) فعل لازم است. Min در اینجا ضمیر کنایه و هم چنین فاعل جمله می‌باشد.

من یک سیب را خوردم.

.Min sêvek xwar

من یک سیب را خورده‌ام.

.Min sêvek xwariye

من یک سیب را می‌خوردم.

.Min sêvek dixwar

من یک سیب را خورده بودم.

.Min sêvek xwaribû

ب) بعنوان مفعول درجملاتی که دارای افعال متعدی (زمان های حال و آینده) هستند:

تو من را می‌بینی.

.Tu min dibînî

تو من را خواهی دید.

.Tu yê min bibînî

پ) ضمایر کنایه برای یک حرف اضافه، بعنوان مفعولمی‌باشند:

مثال: از - ji

از من / تو / او (مرد) / او (زن) / ما / شما / آنها

ji min /te / wî / wê / me / we / wan

ت)در حالت ملکی:

دست من / تو / او (مرد) / او (زن) / ما / شما / آنها

destê min / te / wî / wê /me /we / wan

 

مال من/ تو/ او (مرد) / او (زن)/ ما / شما / آنها

ê min / te / wî / wê / me / we / wan

ضمایر مفعولی Cinavên berkirde

وقتی که یک ضمیر ساده (مستقیم) بعنوانفاعل استفاده شود، ضمیر کنایه (غیر مستقیم) بعنوان مفعول استفاده می‌شود، و بالعکس.

من تو را می‌بینم (دارم می‌بینم)

Ez te dibînim

تومن را می‌بینی

Tu min dibînî

او (زن/مرد) می‌بیند او (زن/مرد) را

Ew wî/wê dibîne

ماشما را می‌بینیم

Em we dibînin

شماما را می‌بینید

Hûn me dibînin

آنهامی‌بینند آنها را

Ew wan dibînin

من تو رادیدم.

.Min tu dîtî

تو من رادیدی.

.Te ez dîtim

او (مرد) دید او (زن/مرد) را.

.Wî ew dît

او (زن) دید او (زن/مرد) را.

.Wê ew dît

ما شما رادیدیم.

.Me hûn dîtin

شما ما رادیدید.

.We em dîtin

آنها دیدند آنهارا.

.Wan ew dîtin

ضمایر انعکاسی Cinavên Vegerok

ضمیر انعکاسی کلمهء xwe (خود / صاحب بودن) است که برای تمام اشخاص بکار می‌رود.

من خودم رامی‌بینم.

.Ez xwe dibînim

تو خودت رامی‌بینی.

.Tu xwe dibînî

او (زن/مرد) می‌بیند خودش (زن/ مرد) را.

.Ew xwe dibîne

ما خودمان رامی‌بینیم.

.Em xwe dibînin

شما خودتان رامی‌بینید.

.Hûn xwe dibînin

آنها خودشان رامی‌بینند.

.Ew xwe dibînin

صفات وضمایر ملکی Rengdêr u Cînavên xwedîtî 

ضمایر کنایه معمولأ بعنوان ضمایر و صفتهای ملکی استفاده می‌شوند. دراینموارد همیشه یک پسوند اسم را به ضمیر کنایه مرتبط می‌کند.

پسوندهای معلوم (معین)

اسم های مفرد مونث

اسم های مفرد مذکر

ê 

اسم های جمع

ên

کلمه y در اسمهایی که به یک حرف صدادار ختممی‌شوند، بین حرف صدادار و پسوند اسم قرار می‌گیرد. در واقع کلمهء y در اینجاهمانند یک بافر (زینت بخش) عمل کرده و اسم را خوش بیان می‌کند.

پسوندهای نامعلوم(نامعین)

 

اسم های مفرد مونث

اسم های مفرد مذکر

î 

اسم های جمع

پسوند اسم (نسبت داده شده) به همراه ضمیرکنایه، یک ضمیر ملکی را درست می‌کند.

مال من (کتاب)

a min

کتاب من

Kitaba min

مال تو (قاشق)

yê te

قاشق تو

Kevçîyê te

مال او (اسم)

ê wê

اسم او (مونث)

Navê wê

مال او (خانه)

a wî

خانه او (مذکر)

Mala wî

مال ما (شاگردها)

ên me

شاگردان ما

Şagirdên me

مال شما (معلمین)

yên we

معلمین شما

Mamostayên we

مال آنها (سوزن)

ya wan

سوزن آنها

Derzîya wan

کتاب شما از مال من بهتر است.

.kitaba te ji a min rindtir e

قاشق شما از مال من درازتر است.

 

.Kevçîyê te ji yê min dirêjtir e

کاردهای شما از مال ما سنگین‌ترند.

.Kardên te ji ên me girantir in

یک کارد من.

.Kardeke min

یک معلم (مذکر) شما.

.Mamostayekî we

کتاب های آنها.

.Kitabêne wan

یک کارد من تیز نیست.

.Kardeke min tûj nîne

من یک معلم شما را دیدم.

.Min Mamostayekî we dît

کتاب های آنها خوبند.

  Kitabêne wan rind in

حروف هم‌صدا    tîpên Pevdeng 

در زبان کردی کلماتی هستند که در آن دو حرف الفبا با هم ترکیب شده و یک صوت را می‌سازند، بعبارت دیگر این دو حرف را هم‌صدا (Pevdeng) می‌گویند، که در کنار یکدیگر قرارگرفته و با کمک ‌همدیگر صدایی مطلوب جهت تلفظ و بیان کردن آن کلمه را ایجاد می‌کنند.

 

بعنوان مثال:

 

W)وو) و  X(خ) بعنوان دو حرف در کنار یکدیگر قرارگرفته و با همدیگر آن صدایی از " خ " را که مـطلوب بیان کلمهء xwîn خون در کردی است را درست می‌کنند، و همین طور مثال های دیگری که ذیلأ بیان شده است.

Pevdeng : >>> xw

)خون) xwîn ,(کج، پایین)xwar,(سالم)xweş,(صاحب(xwedî

)xwendinخواندن) ,xwarin(خوردن) ,xwê(نمک) ,xwedi(خدا)) ,xweخودش(, ...

نکات و یا قواعد ویژه‌ای از دستور و گرامر زبان کردی که واقعأ زبان کردی را بسیار وزین‌تر، غنی‌ترو شیرین‌تر نموده است را در اینجا با هم مرور می‌کنیم.

کلمات کردی اساسأ با حروف u, û , i شروع ویا ختم نمی‌شوند. در اینجا برای روشن شدن مطلب چند مثال را ارائه می‌دهیم.

مثال:

حرف i معمولأ در حروف اضافهء ji ,bi ,li ,di (البته در درس های آینده حروف اضافه در زبان کردی را بطور مبسوط بحث خواهیم کرد) و همچنین کلمهء پرسشی çi (چی) در زبان کردی بیشتر استفاده می‌شود.

حرف u معمولأ در کلماتی مثل عددdu (دو)، ضمیر tu(تو)، کلمهءربطی ku(که) ، اگر، و کلمهء پرسشیku (کجا) در زبان محاوره‌ای بین مردم بیشتر استفاده می‌شود.

?Ew çi ne

آنها چی هستند؟

.Reqema du ji yêk girtir e

رقم دو از یک بزرگتر است.

؟Tu ji Kurdên Xorasanê kesek dinasî

تو ازکردهای خراسان کسی را می‌شناسی؟

.Kela ku ew lê rûdine

روستا یاقلعه‌ای که او در آن ساکن است.

.Ku tu wî bibînî

اگر شمااو را ببینید.

?Ew ji ku tê

او از کجا می‌آید؟

?Tu li ku yî

تو درکجا هستی؟

در زبان کردی ازدیدگاه نوشتاری و املائی؛ معمولأ کلماتی که دارای یک حرف بصورت تکراری (tt,ll,rr...)، و یا دو حرف با صدای نزدیک بهم (“d-t” , “p-b”....) که درکنار یکدیگر قرار بگیرند، نداریم . چون که اگر این حروف در کنار یکدیگر قرار بگیرند یکی از آنها نوشته نمی‌شود.

مثال:

جوانتر، کوچکتر xurtir <<< xurt-tir

بهتر rintir <<< rind-tir

پس شام، بعد از شام paşîv <<< paş-şîv

(رئیس جمهور) serokomar <<< serok-komar

(غنی‌تر، ثروتمند‌تر) dewlementir<<< dewlemend-tir

(یک سیلابی) yêkîte <<< yêk-kîte

حروف دو صدایی:

صدای نرم وخشک Tîpên du dengî

در زبان کردی حروف p, k , ç , t می‌توانند دارای دو صدا یا آوا باشند. این دو صدا را که معمولأ یا صدای نرم (deng nerm) و یا صدای خشک (deng hişk) می‌نامند با حرکت لب ها در هنگام تلفظ آن حرف قابل تشخیص است (در واقع یک حرف است با دو صدا، بستگی به چگونگی کاربرد آن در کلمه دارد). در بعضی متون کردی هنگامیکه تلفظ حرف، صدای خشک را دارد، زیر حرف یک خط می‌کشند ( مثل: K, P, T, Ç )، که این خود تلفظ و خواندن آن کلمه در متن را برای خواننده واضح و بسیار ساده می‌کند.

مثال:

لازم است که چگو‌نگی نوشتن حروف دو صدایی و بطور کلی این قاعدهء املایی را در کتابهای آموزشی مدارس و همچنین فرهنگ لغت کردی رعایت کرد. اما در راستای زبان محاوره‌ای در واقع پیدا کردن حرفی از دیدگاه الفبایی در این ارتباط لزومی پیدا نمی‌کند، چون که با این قاعده حروف مذکور براحتی در جمله قابل تمییز دادن هستند.

زبان کردی از لحاظ اسم مکرر بسیار غنی، پر محتوا و گوش نواز است. گاهی برای ترجمه یکی از این اسامی به زبانی دیگر باید سطرها نوشت. در حقیقت کثرت اصوات در زبان کردی نشانه قدرت و گستره عظیم واژگان آن است. در ادامه نمونه ای از این اسامی مکرر آمده است.

اسم صوت مکرر – Navê dêngê ducare

Bare bar صدای بع بع گوسفند به هنگام جستجوی بره

Çilqe çilq صدای آب درون قمقمه نیمه پر به هنگام تکان خوردن

Çîve çîv صدای جوجه پرندگان

Cize ciz صدای سرخ شدن چیزی درون روغن داغ

Drîng drîng صدای زنگوله حیوانات اهلی

Firre firr صدای بد نوشیدن مایعات، هورت کشیدن

Fîte fît صدای سوت

Gume gum صدای پا به هنگام راه رفتن روی بام

Gurim gurim صدای کوبیدن چیزی، مانند کوبیدن (با چوب ضربه زدن) قالی به هنگام شستن یا تمیز کردنGurme gurm صدای توپ جنگی

Gurpe gurp صدای کم یا زیاد شدن آتش در بخاری نفتی یا چوبی

Gurre gurr صدا خفیف رعد و برق

Hare har صدای نعره خر، صدای سگ آماده حمله

Hişe hiş صدای آب رودخانه ای که از دره ای پایین می آید

Horre hor صدای موتور ماشین از دور

Hoşe hoş صدای آب در حال جوشیدن درون کتری، صدای حرکت مار درون علف خشک یا کمی خشکKakir kakir (qibe qib)صدای خواندن کبک

Kale kal صدای بره گوسفند و بز (نالیدن در جستجوی مادر)

Kefte keft صدا پارس کردن سگ

Kirpe kirpصدای شکستن چیزی سفت در دهان بسته

Kuxe kux (kuxte kuxt) صدا سرفه کردن

Mirçe mirç صدای مزه کردن دهان، صدای ناشی از مک زدن

Piste pist صدای درگوشی صحبت کردن چند نفر با هم

Qare qar صدای مردان به هنگام عصبانیت

Qîje qîj صدای زنان به هنگام عصبانیت

Qîrre qîrr صدای فریاد زنان و کودکان در مصایبی مانند زلزله، سیل و …

Şirre şirr صدای باران، صدای ریختن آب از ناودان روی زمین

Teqe teq صدای در زدن، صدای شلیک چندین گلوله

Tike tik صدای حرکت عقربه ساعت

Wîze wîz صدای باد شدید و کولاک که درون درختان، کوه و … می پیچد

Xurre xur صدای خر خر کردن در خواب

Zînge zîng صدای به هم خوردن سکه ها

Zirme zirm صدای ضرب و موسیقی و امثال آن

Zirre zirr صدای بلند خر

 

اسم معرفه و نکره     Navên naskirî (bêli) u yên nenaskirî

در زبان کردی از دیدگاه  گرامری، اسم را به دو فرم؛ اسم معرفه  و اسم نکره نیز تعریف کرده‌اند. کلمهء ” گرامر / Grammar  ” خود یک کلمهء انگلیسی است که معادل آن به فارسی ” دستور زبان ”  و همچنین معادل آن به کردی ”  rêziman  ” می‌باشد.

اسم معرفه     Navên bêli (naskirî

اسم معرفه ؛همان اسمی است که در واقع برای خواننده و یا شنونده کاملأ مشخص و معین است (بعبارت دیگر شنونده او را می‌شناسد). مثلأ ؛ دانیال سیب را خورد؛ در اینجا، کلمهء ” دانیال ” اسم معرفه است، چونکه برای شنونده کاملأ معین و مشخص است که چه کسی (دانیال) سیب را خورده است.

. Daniyal sêv xwar

دانیال سیب را خورد.

. Kambîz ji Xorasanê koç kir

کامبیز از خراسان کوچ کرد.

. Daniyal bi zimanê kormancî deng (gep) dikeدانیال به زبان کردی (لهجهء کرمانجی) صحبت می‌کند.

اسم نکره  (nenaskirî (Navên ne-bêli

اسم نکره ؛ همان اسمی است که برای خواننده و یا شنونده، نامشخص و نامعین است. مثلأ ؛ یک دانش‌آموز سیب را خورد؛ در اینجا کلمهء ” دانش‌آموز ” اسم نکره است، چونکه برای شنونده کاملأ معین و مشخص نیست که آن دانش‌آموز چه کسی است.

. Şagirdek sêv xwar

یک دانش‌آموز سیب را خورد.

نشان و علائمی که در زبان کردی برای ساختن یک اسم نکره استفاده می‌شوند:

در اسامی مفرد؛ معمولأ از کلمهء Yek بعد از اسامی که با یک حرف صدادار ختم شده ( و یا گاهأ  Yêkکه البته معمولأ در زبان محاوره‌ای به حالت خلاصه شدهء  êk تبدیل می‌شود)، و همچنین از کلمهء ek بعد از اسامی که با یک حرف صامت ختم شده،  استفاده می‌شود.

 

 

در اسامی جمع؛ معمولأ از کلمهء hin و یا  hinek  (تعدادی)  که در ابتدای اسم ، و یا in  که در انتهای اسم آورده می‌شود، استفاده می‌شود .

مثال:

Xanîyek / Xanîyêk  (یک خانه)

Polîsek (یک پلیس)

Kitabek (یک کتاب)

Sêvek (یک سیب)

eçek (یک دختر)

Lawek (یک پسر)

Kevçîyek / Kevçîyêk (یک قاشق)

Rovîyek / Rovîyêk (یک روباه)

Jujîyek (یک جوجه‌تیغی)

Dîkek / Dîkêk (یک خروس)

Nameyek (Namêk (یک نامه)

Mangeyek (Mangêk (یک ماده‌گاو)

Masîyek / masîyêk (یک ماهی)

Hin mamosta / hinek mamosta (mamostayin (تعدادی معلم)

hin şagird / hinek şagird (şagirdin (تعدادی دانش‌آموز)

hin cotkar / hinek cotkar ( cotkarin (تعدادی شخم‌کار)

hin mîvan / hinek mîvan ( mîvanin (تعدادی مهمان)

ضمایر اشاره:  Cînavên êşarkî

ضمیر اشاره کلمه‌ای است که یک شخص، یا یک چیز، یا یک مکان و یا یک حادثه را نشان می‌دهد. ضمایر اشاره  بر دو  نوع هستند: ضمایری که اشاره به نزدیک می‌کنند، ضمایری که اشاره به دور می‌کنند.

۱- ضمیر اشاره ‌ای نزدیک: همان کلمهء ” این ” (ev, va) است که چیز و یا مکان نزدیک را نشان می‌دهد. در مورد اشخاص نیز کلمات ” (ایشان/ زن) vê  ،(ایشان/ مرد) vî/ viya  ،(اینها/ زن یا مرد)van/ vina  ” می‌باشند که در واقع شخص یا اشخاص نزدیک را نشان می‌دهند. (بطور خلاصه ضمایر اشاره‌ای نزدیک: ev, vê, vî, van).

2- ضمیر اشاره‌ای دور: که همان کلمهء ” آن “  ( ew ) است که چیز و یا مکان دور را نشان می‌دهد. در مورد اشخاص نیز کلمات  ” ( او/ زن) wê  ، (او/ مرد) wî/ wiya  ، (آنها / زن یا مرد) wan/ wina ” می‌باشند که در واقع شخص یا اشخاص دور را نشان می‌دهند. (بطور خلاصه ضمایر اشاره‌ای دور: ew, wê, wî, wan ).

توضیح اینکه جمع یا مفرد بودن ضمایر اشاره معمولأ توسط فعل آن جمله مشخص می‌شود.کلمهء ” e  ”  و یا  ” ye ” افعال مفرد هستند، لذا ضمیر آنان نیز مفرد است.

کلمهء ” in ” و یا  ” ne ” افعال جمع هستند، لذا ضمیر آنان نیز جمع می‌باشد.

در زبان کردی، دو کلمهء ” ye “  و  ” ne ” بعد از کلماتی که به حروف صدادار ختم شده‌اند، آورده می‌شوند.

ضمیر اشاره

غیر مستقیم

مستقیم

ضمایر اشاره‌ای نزدیک

مذکر (مفرد)

 Evî (vî

Ev (va

مونث (مفرد)

Evê (vê

Ev (va

جمع

Evan (van

 ev (vina

مذکر (مفرد)

Ewî (wî

 ew

ضمایر اشاره‌ای دور

مونث (مفرد)

Ewê (wê

 ew

جمع

Ewan (wan

Ew (wina

مثال:

(آن ، او)  Ew  ,(این ، ایشان) Ev / va

.Ev e  (va ye

این است (اشاره به نزدیک). در اینجا ” va   یا  Ev ” ضمیر اشاره است،  و ” ye   یا  e ” فعل است.

.Ev in  (vina ne

اینها هستند. در اینجا ” Ev   یا  vina  ” ضمیر اشاره است، و ” in  یا  ne ” فعل است.

. Ew e

آن است (اشاره به دور). در اینجا ” e ” فعل است، و ” Ew ” ضمیر اشاره است.

. Ew in

آنها هستند.

. Ew Kitab e

آن کتاب است.

. Ew mamosta ye

او معلم است.

. Ev kitab e  /  va ketab e

این کتاب است.

. Ev Kitab in  /  vina ketab in

اینها کتاب هستند.

 

 

. Ev sêv e  /  va sêv e

این سیب است.

. Ev sêv in  /  vina sêv in

اینها سیب هستند (این سیبها هستند).

. Ev kevçî ye  /  va kevçî ye

این قاشق است.

. Ew kevçî ne

آنها قاشق هستند.

. Wê ji diya xwe ra xelatek kiriye

ایشان/ زن (اشاره به دور) برای مادرش یک هدیه خریده است.

. Wî dê u bavê xwe dîtin

ایشان/ مرد (اشاره به دور) مادر و پدر خود را دید.

. Vê kerasek ji xwe ra kiriye

ایشان/ زن (اشاره به نزدیک) یک پیراهن برای خودش خریده است.

. Vî got ku li şîrwanê rûdine

ایشان/ مرد (اشاره به نزدیک) گفت که ساکن شیروان است.

. Wan ji Qoçanê barkiriye

آنها (اشاره به دور) از قوچان کوچ کرده‌اند.

. Van hirmî ji darê jê kirine

اینها (اشاره به نزدیک) گلابی‌ها را از درخت کنده‌اند.

در اینجا لازم به توضیع است که کلمات  ” e ، ye ، in ، ne  ”  که در جملات با ضمایر اشاره‌ای (شئی، چیز، مکان) بکار رفته‌اند، چون خود فعل جمله می‌باشند لذا بهمین خاطر از اسم یا ضمیر ماقبل خود جدا نوشته شده‌اند. اما در جملاتی که ضمایر اشاره‌ای ( شخصی ) بکار رفته‌اند، به افعال ماقبل خود چسبیده‌اند تا آن افعال را به زمانهای مختلف صرف کند ( بعبارت دیگر اینکه دو فعل پشت سر هم قرار نمی‌گیرند).

نشانه‌ها و یا علایم نقطه‌گذاری در یک جمله (یا یک متن)      Niqteşanî

در هنگام صحبت‌کردن گاهأ از حرکات دست ، سر، ابرو،  چشمها  و دیگر علایم یا اشارات برای ارائه صحیح بیانات و فهماندن دقیق مطلب استفاده می‌شوند. گاهأ طنین صوت بالا، پایین، زیر، بم  و یا بطور کلی صدا بریده و قطع می‌شود.

در هنگام نوشتن نیز بایستی حرکات مذکور به نوعی با مرقوم نمودن علایم  و نشانه‌هایی ارائه شوند، به این علایم یا نشانه‌ها در زبان کردی  Niqteşanî  می‌گویند. در واقع با استفاده صحیح از این علایم  در هنگام خواندن و نوشتن، آن مطلب برای شنونده براحتی قابل فهم می‌شود.

این علایم از قرار ذیل می‌باشند (اسامی آنان به فارسی  و  کردی ذکر شده‌اند):

( .)    نقطه  /  niqte

( , )    ویرگول  /  bêhnok

( ; )   نقطه ویرگول  /  niqtebênok

( : )   دو نقطه  /  niqtecot

( … )  سه نقطه  /  sêniqte

( ! )  علامت تعجب، بانگ  /  niqtebang

( ؟ )  علامت سئوال  /  niqtepirs

( - )  خط تیره  /  bendik

(  “ … ” )   گیومه  /  dunîk

(  )   پرانتز  /  kevanok

(  *** )  سه ستاره  /  sê stêrk ( sê çîk

مقدمه این نوشته و بیشتر مثال های آن از کتاب دستور زبان کردی کرمانجی تالیف یوسف کلونگ زاده انتخاب شده است.