عشق یعنی چه..........فقط عاشقان نگاه کنند.
The hardest thing to do is watch the one you love, love someone else.
سخت ترین چیز این است که ببینی کسی را که دوست داری عاشق فرد دیگری است
Pleasure of love lasts but a moment, Pain of love lasts a lifetime.
لذت عشق لحظه ای طول می کشد اما غم و رنج آن یک عمر
Bette Davis
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
I get the best feeling in the world when you say hi or even smile at me because I know, even if its just for a second, that I’ve crossed your mind
بهترین احساس زمانی به من دست می دهد که به من سلام می کنی یا لبخندی میزنی حتی اگر برای ثانیه ایی، چرا که می فهمم یرای لحظه ای به ذهنت خطور کرده ام
UNKNOWN
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
They say loving you gives pains and full of sacrifices But I’ll rather take pains and lots of sacrifices than not to be love by you.
مردم بهم می گن دوست داشتنت درد و رنج ِ فقط و کلی از خود گذشتگی
میخاد، من ترجیح میدم درد بکشم و از خود گذشتگی کنم اما نبینم تو دوستم نداری
Aaron
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
Falling in love is awfully simple, but falling out of love is simply awful.
عاشق شدن تا حدودی آسان است اما ترک عشق وحشتناک است
Anonymous
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
Absence makes the heart grow fonder
دوری باعث می شود قلب اشتیاق بیشتری پیدا کند
william shakespeare
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر
عاشقی..دلت شکسته...بیخیال اینو بدون خدا عاشقته.
Love is like a war:Easy to begin Hard to end
عشق همچون جنگ است: آسان شروع می شود سخت تمام می شود
ancient Proverbs
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
I dont know why they call it heartbreak. It feels like every part of my body is broken too.
من نمی دانم چرا می گویند قلب انسان می شکند. گویی تمام وجودم شکسته است
Chloe Woodward
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
Love is blind — marriage is the eye-opener.
عشق چشم را می بندد اما ازدواج چشم را باز می کند
Pauline Thomason
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
Anyone can be passionate, but it takes real lovers to be silly.
همه می توانند پر احساس باشند اما فقط عاشقان واقعی حماقت می کندد
Rose Franken
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
The spaces between your fingers were created so that another’s could fill them in.
فاصله بین انگشتان برای این ایجاد شده است که انگشتان فرد دیگری آن فاصله را پر کند
دل خسته مي كني تو مرا بي خبر بـــرواز ياد تو پرم تو دگر بي اثـــــــــــــر برو
اي ياد آن زمان كه تو را بر نــــظر زدماي داغ سينه ام تو دمي از نظر بــــــــرو
هر چند سوزشم همه از التهاب توســــــتصد گريه از پي ات تو برو، بي خطر برو
هر چند مي زني تو به صد زخمه تار دلبا گريه در شب غمم اين دم سفر بــــــــرو
صد سوز و گريه در شب تارم فكنـــــده اياين گريه ام ببين و زآهم حـــــــــــذر، برو
يكبار تا شبي تو بـــــــــيا در كنــــــــار دلجان عاشقم كن و تو در آن دم ســحر، برو
اي يادگار لـــــــحظه ي در خود شكســـــــتنمچون جان به تن نشين و چو روح از سرم برو
چون روزگار ما شـــــده انــــــدوه لحظه هاحظي نمي برم ز تــــو از اين برم بــــــــــرو
در اين شكنج عمر چه اندوه ديــــــــــــده دلبا خنده از برم تو غـــــــم آخــــــــرم ، برو
در گاه بي كسي تو كســـــم بودي و كـــــنوناي خسته از صداي من اي يــــــاورم بـــــرو
صد بار بوسه دادي و امـــــــيد كـــــــشته اييك بوسه ي غــــــــمي تو به چشـــــــم ترم برو
to tell the story of how great a love can beبراى گفتن داستانى که نهایت بزرگى عشق را نشان میدهد
***************the sweet love story that is older than the seaداستان عشق شیرینى که عمرش از عمر دریاها نیز بیشتر است**********the simple truth about the love she brings to meحقیقتى ساده درباره عشقى که او به من هدیه داد**********where do I start ? از کجا شروع کنم***with her first hello با اولین سلامش ***she gaves new meaning to this empty world of mine او معناى جدیدى به دنیاى پوچ من داد *********there's never be another love , another time که در آن هیچ عشق دیگرى نخواهد بود، هیچ وقت************she came in to my life and made the living fine او به زندگى من پا گذاشت و زندگى را شیرین کرد ***********she filled my heart او قلب مرا تسخیر کرد ***she filled my heart with very special things او قلب مرا توسط چیزهاى مخصوصى پر کرد **********with angels songs , with wild imaginings با آواز فرشته ها، با تصوراتى حاصل از اشتیاق و علاقه زیاد ********she filled my soul with so much love او روح مرا با انبوهى از عشق پر کرد********that any where I go I'm never lonely که هر کجا بروم تنها نخواهم ماند********with her around, who could be lonelyبا وجود همراهى او، چه کسى تنها خواهد ماند********I reach for her hand she is always there من در جستجوى دستان او هستم او همیشه در کنار من است ********how long does it last ?چه مدت ممکن است (از این عشق) گذشته باشد ؟********can love be measured by the hours in a day ?آیا عشق میتواند توسط ساعات روز اندازه گرفته شود ؟**************I have no answers now but this much I can say. . . من هم اکنون هیچ جوابى ندارم اما همین قدر میتوانم بگویم که**************I know I'll need her till the stars all burn away میدانم به او احتیاج دارم تا زمانى که تمام ستاره ها میدرخشند
دفتر عشـــق....
دفتر عشـــق كه بسته شـددیـدم منــم تــموم شــــــــــــــــــــــــدمخونـم حـلال ولـی بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدونبه پایه تو حــروم شــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدماونیكه عاشـق شده بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــودبد جوری تو كارتو مونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدبرای فاتحه بهــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــتحالا باید فاتحه خونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدتــــموم وســـعت دلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــوبـه نـام تـو سنــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد زدمغــرور لعنتی میگفــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــتبازی عشـــــقو بلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدماز تــــو گــــله نمیكنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــماز دســـت قــــلبم شاكیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــمچــرا گذشتـــم از خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــودمچــــــــراغ ره تـاریكـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــیمدوسـت ندارم چشمای مـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــنفردا بـه آفتاب وا بشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــهچه خوب میشه تصمیم تــــــــــــــــــــــــــــــــوآخـر مـاجرا بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــشهدسـت و دلت نلــــــــــــــــــــــــرزهبزن تیر خـــــــــــــــــلاص روازاون كه عاشقـــت بودبشنواین التماسرو
........................
.....دلم برای کسی
دلم برای کسی تنگ است
که چشم های قشنگش را
به عمق آبی دريای واژ گون می دوخت
و شعر های خوشی چون پرنده ها می خواند
دلم برای کسی تنگ است
که همچو کودک معصومی
دلش برای دلم می سوخت
و مهربانی را
ـ نثار من می کرد
دلم برای کسی تنگ است
که تا شمال ترين شمال با من رفت
و در جنوب ترين جنوب با من بود
کسی که بی من ماند
کسی که با من نيست
کسی
ـ دگر کافيست
من امشب.....
من امشب تا سحر خوابم نخواهد برد
همه انديشه ام انديشه فرداست
وجودم از تمناي تو سرشار است
زمان در بستر شب خواب و بيدار است
هوا آرام شب خاموش راه آسمان ها باز
خيالم چون كبوترهاي وحشي مي كند پرواز
رود آنجا كه مي يافتند كولي هاي جادو گيسوش شب را
همان جا ها كه شب ها در رواق كهكشان ها خود مي سوزند
همان جاها كه اختر ها به بام قصر ها مشعل مي افروزند
همان جاها كه رهبانان معبدهاي ظلمت نيل مي سايند
همان جا ها كه پشت پرده شب دختر خورشيد فردا را مي آرايند
همين فرداي افسون ريز رويايي
همين فردا كه راه خواب من بسته است
همين فردا كه روي پرده پندار من پيداست
همين فردا كه ما را روز ديدار است
همين فردا كه ما را روز آغوش و نوازش هاست
همين فردا همين فردا
Love is just like paint, with this difference that you can clear the paint but not love
همچون نقاشیست با این تفاوت که نقاشی را می توان پاک کرد اماعشق را هرگز.
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
LOVE is like WAR
Easy to start……
Difficult to end……
Impossible to forget……
عشق مانند جنگ است
شروع آن آسانه
خاتمه دادن به آن مشکله
فراموش کردنش غیر ممکنه
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
Being in love is when she looks at you and says: I would like to be a cannibal.
عاشق بودن زمانیه که اون بهت نگاه میکنه و میگه : دلم میخواست آدم خور باشم
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
You are like the sunshine so warm,you are like sugar, so sweet… you are like you… and that’s the reason why I love you!
تو مثل درخشش خورشید گرمیمثل شکر خیلی شیرینیتو مثل خودت هستیو بخاطر همینه که من دوست دارم!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
Do you believe in love at first sightor do I have to walk by again??
به عشق در نگاه اول اعتقاد داری؟؟؟یا اینکه لازمه یه بار دیگه از جلوت رد بشم؟؟؟؟
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
There are times when I fall in love with someone new, but I always seem to find myself back in love with you.
یه وقتایی آدم عاشق آدم های جدید میشه اما من همیشه دوباره عاشق تو میشم (از تو مرا هر نفسعشقی دگر!!!)
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
when you are in dark night in demur sleep ,one person in Outright world making Himself dream whit youوقتی تو سیاهی شب تن تو، تو خواب نازه یه کسی یه جای دنیا با تو رؤیاشو میسازه.
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
to tell someone howmuch you love,how much you care.Because when they””regone, no matter how loud you shout and cry, they won””thear you anymore
به کسی که دوستش داری بگو که چقدر بهش علاقه داری
و چقدر در زندگی براش ارزش قائل هستی
چون زمانی که از دستش بدی
مهم نیست که چقدر بلند فریاد بزنی
اون دیگر صدایت را نخواهد شنید
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
There is no remedy for love but to love moreهیچ چاره ای برای عشق وجود ندارد به جز دوست داشتن بیشتر
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
عشق ساکت است اما اگر حرف بزند از هر صدایی بلند تر خواهد بود
love is something silent , but it can be louder than anything when it talks
عشق گلی است که دو باغبان آن را می پرورانند
love is flower that is made to bloom by two gardeners
عشق گلی است که در زمین اعتماد می روید
love is like a flower which blossoms whit trust
عشق یعنی ترس از دست دادن تو
love is afraid of losing you
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
My love for you is a journey, starting at forever and ending at never
عشق من برای تو یک سفر است شرو ع شده برای همیشه و هرگز پایان نمی یابد
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
پاسخ عشق است سوال هر چه که باشد
no matter what the question is love is the answer
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
I love all the starsin the sky,but they are nothingcompared to the onesin your eyes!Love U!
تمام ستاره های اسمان را دوست دارماما انها در مقایسه با آنهایی که در چشمانت هستند هیچندتو را دوست دارم
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
People live,People Die,People laugh,People cry,some give up,some will try,some say hi,some say byeothers may forget u ,But never will I
مردم زندگی می کنند ،مردم می میرند،مردم میخندند،مردم گریه میکنند،برخی تسلیم می شوند،برخی سعی خواهد کرد،برخی می گویند که سلام،برخی می گویند خداحافظدیگران ممکن است تو را فراموش کنند،اما من هرگز
زندگی یعنی شکست
چقدر سخته که منتظر بهار باشی و زمستون از راه برسه
چقدر سخته از دیدنش خوشحال بشی و اون ناراحت
چقدر سخته وقتی میبینیش اشک بریزی
وقتی فکرشم اشکتو در میاره
چقدر سخته همیشه فکر کسی باشی که به فکر کسه دیگه ایه
چقدر سخته وقتی دوسش داری اون باور نداشته باشه
چقدر سخته بخوای خودتو از تنهایی در بیاری ولی نتونی
چقدر سخته تو تنهایی اسیر بشی
چقدر سخته شبا براش اشک بریزی اما باور نکنه
چقدر سخته از تنهاییت و ترس از دست دادنش گریه کنی
چقدر سخته بخوای بگی دوسش داری اما نتونیو نخواد بشنوه
چقدر سخته تو تنهایی خودت قدم بزنی
چقدر سخته شکستن قلبت به دست کسی که دوسش داری
چقدر سخته شنیدن دوستت ندارم
از کسی که همیشه
ارزوی بودن در کنارشو داشتی
چقدر سخته مرگ همه ارزوها
امید ها
......!؟!!....
عشق یعنی....!
عشق یعنی راه رفتن زیر باران
عشق یعنی من می روم تو بمان
عشق یعنی آن روز وصال
عشق یعنی بوسه ها در طوله سال
عشق یعنی پای معشوق سوختن
عشق یعنی چشم را به در دوختن
عشق یعنی جان می دهم در راه تو
عشق یعنی دستانه من دستانه تو
عشق یعنی سمیه ام دوستت دارم تورو
عشق یعنی می برم تا اوج تورو
عشق یعنی حرف من در نیمه شب
عشق یعنی اسم تو واسم میاره تب
عشق یعنی انقباظو انبصاط
عشق یعنی درده من درده کتاب
عشق یعنی زندگیم وصله به توست
عشق یعنی قلب من در دست توست
عشق یعنی عشقه من زیبای من
عشق یعنی عزیزم دوستت دارم
وعشق یعنی...!
خداحافظ برو عشقم برو که وقت پروازهبرو که ديدن اشکات منو به گريه ميندازهنگاه کن آخر راهم نگاه کن آخر جادستنميشه بعد تو بوسيد نميشه بعد تو دل بستمنو تنها بذار اينجا تو اين روزاي بي لبخندکه بايد بي تو پرپرشه که بايد از نگات دل کندحلالم کن اگه ميري اگه دوري اگه دورماگه با گريه ميخندم حلالم کن که مجبورمنگو عادت کنم بي تو که ميدوني نميتونمکه ميدوني نفسهامو به ديدار تو مديونمفداي عطر آغوشت برو که وقت پروازهبرو که بدرقه داره منو به گريه ميندازهبرو عشقم خداحافظ برو تو گريه حلالم کنخداحافظ برو اما حلالم کن حلالم كن خداحافظ برو عشقم برو که وقت پروازهبرو که ديدن اشکات منو به گريه ميندازهنگاه کن آخر راهم نگاه کن آخر جادستنميشه بعد تو بوسيد نميشه بعد تو دل بستمنو تنها بذار اينجا تو اين روزاي بي لبخندکه بايد بي تو پرپرشه که بايد از نگات دل کندحلالم کن اگه ميري اگه دوري اگه دورماگه با گريه ميخندم حلالم کن که مجبورمنگو عادت کنم بي تو که ميدوني نميتونمکه ميدوني نفسهامو به ديدار تو مديونمفداي عطر آغوشت برو که وقت پروازهبرو که بدرقه داره منو به گريه ميندازهبرو عشقم خداحافظ برو تو گريه حلالم کنخداحافظ برو اما حلالم کن حلالم كنديدي اي دل که غم عشق دگربار چه کرد
ديدي اي دل که غم عشق دگربار چه کردچون بشد دلبر و با يار وفادار چه کردآه از آن نرگس جادو که چه بازي انگيختآه از آن مست که با مردم هشيار چه کرداشک من رنگ شفق يافت ز بير مهري يارطالع بي شفقت بين که در اين کار چه کردبرقي از منزل ليلي بدرخشيد سحروه که با خرمن مجنون دل افگار چه کردساقيا جام ميام ده که نگارنده غيبنيست معلوم که در پرده اسرار چه کردآن که پرنقش زد اين دايره ميناييکس ندانست که در گردش پرگار چه کردفکر عشق آتش غم در دل حافظ زد و سوختيار ديرينه ببينيد که با يار چه کرد
من بي تو......!
تو شروع آسموني مي دونستم نمي موني
چشم تو آخر دنياست خودت اينو نمي دوني
داشتن و نداشتن تو گاهي سخته گاهي ساده
اگه راهي اگه بي راه منم و پاي پياده
آخ كه چه ساده گم شدم تو غربت چشاي تو
سكوت شيشه ي دلم شكسته با صداي تو
آخ كه تموم لحظه ها اسم تو يادم مياره
گذشته ها گذشتن و هيچكي گناهي نداره
وقتي با تموم قلبم واسه زندگي مي ميرم
تن من ميلرزه اما تو رو از خودم ميگيرم
منِ بي من منِ بي تو منِ از سايه فراري
ميشم اون حادثه اي كه روزي بود و روزگاري
حالا من نه توي قصه نه تو آرزو نه خوابم
اين يه اتفاق سادست چرا دنبال جوابم
ناز نگات.....!
ای که با ناز نگات دلمو دیونه کردی
پا گذاشتی توی سینم توی قلبم خونه کردی
ای که وقتی تو رو دیدم دل تنهام زیر و رو شد
با تو بودن تو رو داشتن واسه من یه آرزو شد
طفلی قلب عاشق من به خودش میگفت همیشه
آرزوی با تو بودن یه روزی راس راسی میشه
ولی آرزوم بزرگ بود تو به یاد من نبودی
من با تو بودم همیشه ولی تو با من نبودی
تا تو رد میشدی قلبم از تو سینه کنده میشد
میومد پشت چشامو منتظر یه خنده میشد
تا که اخم میکردی سنگدل قلب عاشقم میترسید
همش از ترس جدایی حیوونی دلم میلرزید
من که عاشق تو بودم چرا عشقمو ندیدی
چرا قلب عاشقم رو تو به خاک و خون کشیدی
جزیره.......!
من همون جزیره بودم خاکی و صمیمی و گرم
واسه عشق بازی موجا قامتم به بستر نرم
یه عزیز دردونه بودم پیش چشم خیس موجا
یه نگین سبز خالص روی انگشتر دریا
***
تا که یک روز تو رسیدی توی قلبم پا گذاشتی
غصه های عاشقی رو تو وجودم جا گذاشتی
زیر رگبار نگاهت دلم انگار زیر و رو شد
برای داشتن عشقت همه جونم آرزو شد
تا نفس کشیدی انگار نسفم برید تو سینه
ابر و باد و دریا گفتن حس عاشقی همینه
اومدی تو سرنوشتم بی بهونه پا گذاشتی
اما تا قایقی اومد از من و دلم گذشتی
رفتی با قایق عشقت سوی به روشنی فردا
من و دل اما نشستیم چشم براهت لب دریا
***
دیگه رو خاک وجودم نه گلی هست نه درختی
لحظه های بی تو بودن میگذره اما به سختی
دل تنها و غریبم داره این گوشه میمیره
ولی حتی وقت مردن باز سراغتو میگیره
میرسه روزی که دیگه قعر دریا میشه خونم
اما تو دریای عشقت باز یه گوشه ای میمونم
حقایقی جالب زندگی
The only reason anyone would ever hate you, is because they want to be just like you
تنها دلیلی که باعث میشود یک نفر از تو متنفر باشد، اینست که میخواهد دقیقاً مثل تو باشدA smile from you, can bring happiness to anyone, even if they don't like youیک لبخند از طرف تو میتواند موجب شادی کسی شودحتی کسانی که ممکن است تو را نشناسندYou are special and unique, in your own wayتو در نوع خود استثنایی و بینظیر هستیWhen you make the biggest mistake ever, something good comes from itوقتی بزرگترین اشتباهات زندگیت را انجام میدهی ممکن است منجر به اتفاق خوبی شودWhen you think the world has turned it's back on you, take a lookyou most likely turned your back on the worldوقتی خیال میکنی که دنیا به تو پشت کرده، کمی فکر کن،شاید این تو هستی که پشت به دنیا کردهایAlways tell someone how you feel about themyou will feel much better when they knowهمیشه احساست را نسبت به دیگران برای آنها بیان کن،وقتی آنها از احساست نسبت به خود آگاه میشوند احساس بهتری خواهی داشتIf you have great friends, take the time to let them know that they are greatوقتی دوستان فوقالعادهای داشتی به آنها فرصت بده تا متوجه شوند که فوقالعاده هستند
در دل من قصر داری.خانه می خواهی چه کار؟
دوستت دارم پریشان، شانه میخواهی چه کار؟دام بگذاری اسیرم، دانه میخواهی چه کار؟***تا ابد دور تو میگردم، بسوزان عشق کنای که شاعر سوختی، پروانه میخواهی چه کار؟***مُردم از بس شهر را گشتم یکی عاقل نبودراستی تو این همه دیوانه میخواهی چه کار؟***مثل من آواره شو از چاردیواری درآ!در دل من قصر داری، خانه میخواهی چه کار؟***خُرد کن آیینه را در شعر من خود را ببینشرح این زیبایی از بیگانه میخواهی چه کار؟***شرم را بگذار و یک آغوش در من گریه کنگریه کن پس شانه ی مردانه می خواهی چه کار؟
*عشق*
*امیری به شاهزاده** **گفت:من عاشق توام.شاهزاده گفت:زیباتر از من خواهرم استکه در پشت سر** **تو ایستاده است.امیر برگشت و دید هیچکس نیست** .**شاهزادهگفت:عاشق نیستی** !!!!**عاشق به غیر نظر نمی** **کند*
عشق یعنی شکست ...
مرد و زن جوانی سوار بر موتور در دل شب می راندند.آنها عاشقانه یکدیگر را دوست داشتند. زن جوان: یواش تر برو، من می ترسم. مرد جوان: نه، اینجوری خیلی بهتره. زن جوان: خواهش میکنم ، من خیلی می ترسم. مرد جوان: خوب، اما اول باید بگی که دوستم داری. زن جوان: دوستت دارم، حالا میشه یواش تر برونی. مرد جوان: منو محکم بگیر. زن جوان: خوب حالا میشه یواش تر بری. مرد جوان: باشه به شرط اینکه کلاه کاسکت منو برداری و روی سر خودت بذاری، آخه نمیتونم راحت برونم، اذیتم میکنه. روز بعد واقعه ای در روزنامه ثبت شده بود. برخورد موتور سیکلت با ساختمان حادثه آفرید. در این سانحه که به دلیل بریدن ترمز موتورسیکلت رخ داد، یکی از دو سرنشین زنده ماند و دیگری درگذشت. مرد جوان از خالی شدن ترمز آگاهی یافته بود. پس بدون اینکه زن جوان را مطلع کند با ترفندی کلاه کاسکت را بر سر او گذاشت و خواست تا برای آخرین بار دوستت دارم را از زبان او بشنود و خودش رفت تا او زنده بماند. دمی می آید و بازدمی میرود. اما زندگی غیر از این است و ارزش آن در لحظاتی تجلی می یابد که نفس آدمی را می برد
وقتی ریاضی دان عاشق میشود
منحنی قلب من، تابع ابروی توست
خط مجانب بر آن، کمند گیسوی توست
حد رسیدن به تو، مبهم و بی انتهاست
بازه تعریف دل، در حرم کوی دوست چون به عدد یک تویی من همه صفرها
آن چه که معنی دهد قامت دلجوی توست پرتوی خورشید شد مشتق از آن روی تو
گرمی جان بخش او جزئی از آن خوی توست بی تو وجودم بود یک سری واگرا
ناحیه همگراش دایره روی توستپروفسور هشترودی
منو باش که ....
منو باش که فکر می کردم
تو به عشق من اسیری
فکر می کردم که نباشم
ساده از دوریم میمیری
منو باش که فکر میکردم
تو تا آخرش باهامی
فکر می کردم تا همیشه
تو رفیق گریه هامی!
منو باش که با خیالت
هر نفس نفس کشیدم
منو باش که توی چشمام
عکس چشماتو می دیدم
منو باش که با یادت
دارم اینجا کم میارم
منو باش که توی شعرم
بازم اسمت رو میارم!!!
اگه قسمت نبود چرا تو موندی خدا مارو چرا به هم رسوندی!؟
اگه ميدونستی يه روزی ميری چرا روزا رو تا اينجا کشوندی
چی بودم چی شدم به خاطر تو ولی پشت دلم رو خالی کردی
حالا اسمت مياد گريم ميگيره نميدونی که با دلم چه کردی
اگه در حق تو خوبی نکردم بدون که خالی بود دستای سردم
ولی من در عوض هر چی که بودم با احساسات تو بازی نکردم
اگر چه می دونم دوستم نداری به هر در ميزنم تنهام نذاری
اگر پای کسی هم در ميونه بذار اسمت اقلان روم بمونه
دم اخر بذار دست توی دستام بذار بهت بگم دردم چی بوده
فقط لطفی کن و حرفامو بشنو شايد ديگه نگی قسمت نبوده
اگر تصميم رفتن رو گرفتی ببخش اگه پشيمونت نکردم
اره من واسه تو کم بودم اما با احسا سات تو بازی نکردم....
عشق...
عشق پیوند دل آیینه هاست
عشق اعدام تمام کینه هاست
عشق یعنی وقف یاد دوست باش
عشق یعنی در دل غم ها نشین
عشق یعنی روح نیکی راببین
آری آری عشق را باید شناخت
آری آری عشق را باید چشید
زندگی بی عشق یعنی مرگ دل
زندگی بی عشق یعنی غرق گل
زندگی بی عشق یعنی پوچ پوچ
زندگی بی عشق یعنی ترک کوچ
زندگی بی عشق یعنی هیچ هیچ
حرکتی بی انتها در مار پیچ
عشق را باید چشید
عشق...
عشق یعنی دیده بر در دوختن
بی وفایی دیدن و افروختن
چون شفق خون جگر اندوختن
شمع گشتن شعله گشتن سوختن
عشق یعنی یک جهان اندوه فرد
داغ دلتنگی کشیدن آه سرد
باغ مینو لیک با انبوه زرد
گوشه ای خلوت گزیدن اشک و درد
عشق یعنی کز جهان بر خاستن
جز نگاهش از علایق کاستن
سینه را از غیر او پیراستن
خویشتن را هم برایش خواستن
عشق یعنی تیر عقل انداختن
خانه ای از خاک سودا ساختن
بر هجوم ناکجا پرداختن
دار حلاجی به پا افراختن
عشق یعنی سینه ای امیدوار
لحظه هایی اضطراب و اضطرار
عشق یعنی انتظار و انتظار
عشق یعنی یک زمستان بی بهار
جزیره
من همون جزیره بودم...............................خاکی و صمیمی و گرم
واسه عشق بازی موجها.............................قامتم یه بستر نرم
یه عزیز دردونه بودم...............................پیش چشم خیس موجها
یه نگین سبز خالص...................................توی انگشتر دریا
تا که یک روز تو رسیدی............................توی قلبم پا گذاشتی
غصه های عاشقی رو..............................تو وجودم جا گذاشتی
زیر رگبار نگاهت.................................دلم انگار زیرو رو شد
برای داشتن عشقت....................................همه جونم ارزو شد
تا نفس کشیدی انگار.....................................نفسم برید تو سینه
ابر و باد و دریا گفتن..................................حس عاشقی همینه
اومدی تو سرنوشتم........ .......................بی بهونه پا گذاشتی
اما تا قایقی اومد..........................................از منو دلم گذشتی
رفتی با قایق عشقت.......................................سوی روشنی فردا
منو دل اما نشستیم..................................چشم به راحت لب دریا
دیگه رو خاک وجودم.................................نه گلی هست نه درختی
لحظه های بی تو بودن ..............................می گذرن اما به سختی
دل تنگ و غریبم ......................................داره این گوشه میمیره
ولی حتی وقت مردن.....................................باز سراغتو میگیره
قعر دریا میشه خونم....................................اما تو دریای عشقت
باز یه گوشه ای میمونم
تقذیم میکنم به تمام عاشقانی که هیچ وقت به عشقشون نرسیدند
.
هیوا محمدی
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۲/۰۳/۲۷ ساعت 10:16 توسط هيوا محمدي (سمين)
|
روستاي عيسي آباد در 35 كيلومتري غرب شهر سنندج (محور مریوان) در بخش كلاترزان با طول جغرافیایی 46.78 و عرض جغرافیایی 35.34 واقع شده است.